تبليغاتX
در جستجوی زمان از دست رفته - از مجموعه نامه های منتشر نشده

 

تو همینطور شروع می کنی حرف می زنی از کارات از مشکلات از دل دردت از سر شلوغی هات.منم که مثلا دارم گوش می کنم.اما ببخشید چیزی نمی شنوم.

الو سلام.می خوای بیای.آره هیچ کس خونه نیست.بیا.یالا بیا دیگه.چی کار داری.نیست.اصلا رفته مسافرت.میای بلاخره؟

واقعا نمی دونم چی لذت بخشه.اون یا تو یا یکی دیگه.تو که همش دردی زجری در گیری.می خوام این دفعه این ساعت لعنتی رو بزنم زمین خردش کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط مریم