تبليغاتX
در جستجوی زمان از دست رفته - از مجموعه نامه های منتشر نشده

 

بعد از چند روز وحشتناک که همش با اطرافیانم درگیر بودم و غیبت یه دفعه ای اون دلم می خواست حتی شده چند دیقه آروم بگیرم.یکی بغلم کنه.یکی برام حرف بزنه.بخاطر این بود که کل امروز مثل آتیش بی قرار شده بودم و دستم راحت به دست دیگران کشیده می شد.همه با تعجب نگاهم می کردند.نزدیک بود...نزدیک بود خیانت کنم...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت   توسط مریم